حکایت ما و دنیای وارونه

حکایت ما و دنیای وارونه

دنیای وارونه

جِبران خلیل جِبران میگوید:
چه سنگدل است
سیری که گرسنه‌ای را نصیحت میکند تا درد گرسنگی را تحمل کند!

به زعم اینجانب، این جمله جِبران، حکایت ما و دنیای وارونه ما در روزگار کنونی ست.
چه بسیار و به وفور میتوان مثالهایی از این نوع ژستهای بظاهر خیرخواهانه و در باطن ملولانه و فریبکارانه یافت.
دنیای وارونه دنیایی ست که در آن
هیچ کسی تو را نمیبیند جز خودت اما به یاری آگاهی!
چنانکه فرمود:
بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ
بلکه آدمی خویشتنِ خویش را نیک می شناسد،
وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ
هر چند به زبان عذرها آورد

دنیای وارونه دنیایی ست که مادرها بجای نوش، نیشند
بجای دانایی، مظهر نادانی هستند؛ نادان در عقل و نادان در احساس …
دنیای وارونه دنیایی ست که برای دوست داشتن کودکانمان هم شرط میگذاریم!
“اگر اتاقت را مرتب کنی دوستت دارم … اگر نمره خوب بگیری بچه خوبی هستی … اگر مودب باشی دوستت دارم …”
دنیای وارونه دنیایی ست که با حجم عظیمی از توقعات، حس عظیمی از بی لیاقتی و کمبود به فرزندانمان میبخشیم.
و انتخابهای آینده آنان را به مخاطره می افکنیم.
دنیای وارونه دنیایی ست که دیوانگانش، همو که بارها و بارها و بیدریغ همراه و راهنمایشان بوده را روانی بنامند
و خود، از ظلمهایشان بگریزند
گوشها را بگیرند
و چشم ببندند و دهان بگشایند
چه خوش گفت مولانا جلال الدین بلخی:
“وین دوهزاران من و ما این چه عجب
من چه منم؟
گوش بده عربده را
دست مَنِه بر دهنم …”
اما در دنیای وارونه بجای گوش سپردن، دست بر دهانت مینهند
و بیخیال می گریزند …

دنیای وارونه کجاست؟

دنیای وارونه دنیایی ست که در آن هزاران پیام زیبا و خوش رنگ و لعاب، رد و بدل میکنیم بی هیچ اعتقاد به عمل!
دنیای وارونه دنیایی ست که در آن عمل به عهده دیگران است و انتقال بار سنگین پیامهای مسموم خوشرنگ بر شانه آنان، با ما!!!؟
اگر اهل عملی، خودت عمل کن!
اگر اهل فهمی، خودت بفهم!
شهوتِ دعوت دیگران به عمل، بماند برای بعد!
دنیای وارونه دنیایی ست که هیچ کسی به فکر دیگری نیست
که از دل هم دور و غافلیم
و بیهوده تقلا میکنیم در دریای اضطراب!
دنیایی که حسهایت همیشه باید خوب باشند تا پذیرفته شوی!
دنیای مایل به فریبِ ظاهرپرستی!
کشتی شکستگانیم
ای باد شرطه برخیز …
دنیای وارونه دنیایی ست
که مردی به ادعای مهر بیاید و خنجری در آستین پنهان دارد برای پنجه کشیدن به روح زنانگی
دنیای وارونه دنیایی ست
که زنی راه ببندد به عبور زلال مهربانی
دنیای وارونه دنیایی ست که وزن خوشبختی را با چشم ظاهربینمان بسنجیم!
دنیای وارونه دنیایی ست که در آن سهم نومیدی بیشتر از امیدواری ست
و سهم گرسنگی بیشتر از نان
دنیای وارونه دنیایی ست که نه مردانش طرحواره ای از مردانگی دارند
و نه زنانش صلحی با زنانگی
دنیای وارونه دنیایی ست که همدلی بیگانه است و همهمه بسیار.
دنیای وارونه دنیایی ست
که فریبکارانش را باور کنند
و راستی را به بند کشند
دنیای وارونه دنیایی ست که چشم معشوق از داناییِ دیدنِ عاشق، بی بهره است.
و عشق ، نیامده از در رانده میشود
دنیای وارونه دنیایی ست که دعاهای ساکنانش منجر به اسارت بیشتر است
و خدا
بازیچه ای در دست بزرگسالانِ کودک مانده!
دنیای وارونه دنیایی ست که در آن سهم دریغ بیش از سخاوت ، آزار بیش از تیمار ، کوری بیش از بینایی ، جهل بیش از دانایی ست
دنیای وارونه دنیایی ست که در آن بجای شنیدن و اندیشیدن، انگشت اتهام را به سمت دیگری میگیریم
دوباره هزاران متن سودجویانه مسموم را برای یکدیگر ارسال میکنیم
و از هر ترفندی برای نیندیشیدن بهره میبریم!

دغدغه گروه سشات دغدغه آگاهی و عمل به آگاهی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *